الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

15

تفسير مجمع البيان (فارسى)

اراده كردن مقصود ديگرى حمل كرد به اين كه : من بيمار خواهم شد ، شما كه بت بزرگ را عبادت مىكنيد هيچ كارى از دست او بر نمىآيد : « ساره » خواهر دينى من است . و در خبر وارد شده كه ( معاريض ) چارهء خلاص شدن از دروغ است . معاريض عبارت است از اين كه كسى چيزى را ذكر كند و غير او را قصد كند و از گفتارش غير مقصود او فهميده شود ، و اين دروغ نيست ، بديهى است كه دروغ بذاته زشت و ناپسند است و مخصوصا بر پيامبران به هيچ گونه روا و سزاوار نميباشد چه اعتماد را از ميان مىبرد و پيامبران و برگزيدگان الهى منزّه و دور از اين مرحله هستند . فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِينَ ( پس روى برتافتند از او پشت كنندگان ) اين جمله خبر از قوم ابراهيم است كه چون شنيدند كه ابراهيم بيمار است او را ترك گفته و از او اعراض كرده و بسوى اجراى برنامهء عيد خود رفتند فَراغَ إِلى آلِهَتِهِمْ ( پس روى كردند بسوى خدايانشان ) يعنى ميل كرد بسوى بتها كه آنها را خدا مىخواندند فَقالَ أَ لا تَأْكُلُونَ ( پس گفت آيا نمىخوريد ؟ ) خطاب ابراهيم نسبت به بتها اگر چه آنها جماد بودند به خاطر نكوهش پرستندگان آنها بوده تا آنها متنبه و آگاه شوند آن كه سخن نمىگويد و پاسخ نمىدهد چگونه سزاوار است كه عبادت گردد و آنان براى بتهاى خود غذا تهيه كرده و در نزد آنها مىگذاشتند تا بدين وسيله تبرك جسته و تقرب و نزديكى به آنها پيدا كنند و لذا ابراهيم پس از گفتن اينكه چرا نمىخوريد و نشنيدن پاسخ ، مىگويد : ما لَكُمْ لا تَنْطِقُونَ ( چيست شما را كه سخن نمىگوئيد ) و در اين سخن سرزنش بيشترى براى عبادت كنندگان بتها به كار رفته كه گويا ايشان حاضر بودند يعنى چه شده است كه جواب نمىدهيد . و در اين سخن اشاره است كه بتها جماد بوده ، نه مىخورند و نه سخن مىگويند بلكه آنها بىارزشترين اشياء مىباشند .